تبادل نظر پرنيان
برگشت   تبادل نظر پرنيان > تالار اصلي > تحصیل
نام کاربری
کلمه رمز
ثبت نام راهنمایی لیست اعضا تقویم جستجو موضوعات امروز همه قسمتها به عنوان خوانده شده علامتگذاری شوند


ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
امکانات جستجوی این موضوع حالات نمایش
  #1  
Old شنبه ۹ مرداد ۸۹, ۱۹:۳۱
Shakila's Avatar
Shakila is offline Shakila
 
تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
ارسالها: 2,607
پیشفرض خاطره ای بسیار آموزنده از پروفسور حسابی ...

خاطره ای بسیار آموزنده از پروفسور حسابی ... ( علت ترقی و رشد علمی و پایدار در کشور های توسعه یافته )

پروفسور حسابي بعد از ملاقاتي كه با انيشتين دارند و پس از آنكه انيشتين به ايشان نويد مي دهند كه نظريه شما در آينده اي نه چندان دور، علم فيزيك را در جهان متحول خواهد كرد، به پروفسور پيشنهاد مي دهد كه براي تكميل نظريه خود در آزمايشگاه مجهز دانشگاه شيكاگو به كار خود ادامه دهد.

در اينجا خاطره ای از ايشان در دانشگاه شیکاگو نقل شده كه هر ايراني را به فكر وا مي دارد.


" دانشگاه شيكاگو بسيار پيشرفته بود. مهم تر از هر چيزي آزمايشگاه هاي متعدد و معتبر آن بود. من در لابراتوار بسيار پيشرفته اپتيك، مشغول به كار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزي براي اقامت، به من داده بودند. از نظر وسايل رفاهي، مثل اتاق يك هتل بسيار خوب بود. آدم باورش نمي شد، اين اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود كه همه چيز را، براي دلگرمي محققين و اساتيد، فراهم كرده بودند. نكته خيلي مهم و حائز اهميت، آزمايشگاه ها و چگونگي تجهيزات آن بود. يك نمونه از آن مربوط به ميزي مي شد، كه در آن آزمايشگاه به من داده بودند، اين ميز كشوي كوچكي داشت، از روي كنجكاوي آنرا بيرون كشيدم، و با كمال تعجب، چشمم به يك دسته چك افتاد. دسته چك را برداشتم، و متوجه شدم تمام برگه هاي آن امضا شده است. فوراً آنرا نزد پروفسوري كه رئيس آزمايشگاه ها و استاد راهنماي خودم بود بردم.چك را به او دادم، و گفتم: ببخشيد استاد، كه بي خبر مزاحم شدم. موضوع بسيار مهمي اتفاق افتاده است، ظاهراً اين دسته چك مربوط به پژوهشگر قبلي بوده، و در كشوي ميز من جا مانده است، واضافه كردم، مواظب باشيد، چون تمام برگ هاي آن امضا شده است، يك وقت گم نشود.
پروفسور با لبخند تعجب آوري، به من گفت: اين دسته چك را دانشگاه براي شما، مانند تمام پژوهشگران ديگر دانشگاه، آماده كرده است، تا اگر در هنگام آزمايش ها به تجهيزاتي نياز داشتيد، بدون معطلي به كمپاني سازنده تجهيزات اطلاع بدهيد.آن تجهيزات را، براي شما مي آورند و راه مي اندازند و بعد فاكتوري به شما مي دهند. شما هم مبلغ فاكتور شده را روي چك مي نويسيد و تحويل كمپاني مي دهيد. به اين ترتيب آزمايش هاي شما با سرعت بيشتري پيش مي روند.
توضيح پروفسور مرا شگفت زده كرد و از ايشان پرسيدم: بسيار خوب، ولي اين جا اشكالي وجود دارد، و آن امضاي چك هاي سفيد است؛ اگر كسي از اين چك سوء استفاده كرد، شما چه خواهيد كرد؟
با لبخند بسيار آموزنده يي چنين پاسخ داد: بله، حق با شماست. ولي بايد قبول كنيد، كه درصد پيشرفتي كه ما در سال بر اساس اين اعتماد به دست مي آوريم، قابل مقايسه با خطايي كه ممكن است اتفاق بيفتد، نيست.
« اين نكته، تذكر يك واقعيت بزرگ و آموزنده بود. نكته يي ساده كه متاسفانه ما در كشورمان، نسبت به آن بي توجه هستيم.»
يك روز كه در آزمايشگاه مشغول به كار بودم، ديدم همين پروفسور از دور مرا به شكلي غير معمول، نگاه مي كند. وقتي متوجه شد، كه من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندي بسيار جذابي كنارم آمد، و گفت: آقاي دكتر حسابي، شما تازگي ها چقدر صورتتان شبيه افراد آرزومند شده است؟ آيا به دنبال چيزي مي گرديد، يا گم گشته خاصي داريد؟
من كه از توجه پروفسور تعجب كرده بودم با حالت قدرشناسي گفتم: بله، من مشغول تجربه ي نظريه ي خودم، در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم، براي همين، اگر يك فلز با چگالي زياد، مثل شمش طلا با عيار بالا داشتم، از آزمايش هاي متعدد، روي فلز هاي معمولي خلاص مي شدم، و نتايج بهتري را در فرصت كمتري به دست مي آوردم؛ البته اين يك آرزوست.
او به محض شنديدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمي گوييد؟
گفتم آخر خواسته من، چيز عملي نيست. من با شمش آلومينيوم، ميله برنز و ميله آهني تجربياتي داشته ام، ولي نتايج كافي نگرفته ام و مي دانم كه دستيابي به خواسته ام غيز ممكن است.
پروفسور وقتي حرف هاي مرا شنيد از ته دل خنده يي كرد و اشاره كرد كه همراه او بروم. با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمديم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمي كه تلفنچي و كارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظي كرد، و رفت. من كه هنوزباورم نمي شد، فكر مي كردم پروفسور قصد شوخي دارد و سربه سرم مي گذارد. با نوميدي به تعطيلات آخر هفته رفتم. در واقع 72 ساعت بعد، يعني روز دوشنبه كه به آزمايشگاه آمدم، ديدم جعبه اي روز ميز آزمايشگاه است. يادداشتي هم از طرف همان خانم تلفنچي، روي جعبه قرار داشت، كه نوشته بود:« اميدوارم اين شمش طلا ، به طول 25 سانتي متر، و با قطر 5سانتي متر با عيار بسيار بالايي به ميزان 24، كه تقاضا كرده ايد، نتايج بسيار خوبي براي كار تحقيقي شما، بدست دهد.»
با ناباوري، ولي اشتياق و اميد به آينده يي روشن كارم شروع كردم.شب و روز مطالعه و آزمايش مي كردم تا بهترين نتايج را بدست آورم.حالا ديگر نظريه ام شكل گرفته بود و مبتني بر تحقيقات علمي عميق و گسترده يي شده بود.
بعد از يكسال كه آزمايش هاي بسيار جالبي را با نتايج بسيار ارزشمندي به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلا خرده شده و تكه تكه را كه هزار جور آزمايش روي آن انجام داده بودم را داخل يك جعبه روي ميز خانم تلفنچي گذاشتم. به محض اينكه چشمش به من افتاد مرا شناخت و با لبخند پر مهر و اميدي، از من پرسيد: آيا از تحقيقات خود، نتايج لازم را بدست آورديد؟فوراً پاسخ دادم: بلي، نتايج بسيار عالي و شايان توجهي، بدست آوردم. به همين دليل نزد شما آمده ام كه شمش را پس بدهم، ولي بسيار نگران هستم زيرا اين شمش، ديگر آن شمش اولي نيست، ودر جعبه را باز كردم و شمش تكه تكه شده را به او نشان دادم و پرسيدم حالا بايد چه كار كنم؟ چون قسمتي از اين شمش را بريده ام، سوهان زده ام و طبيعتاً مقداري از طلاها دور ريخته شده است. خانم تلفنچي با همان روي خوش لبخند بيش تري زد و به من گفت: اصلاً مهم نيست، نتايج آزمايش شما براي ما مهم است.مسئوليت پس دادن اين شمش با من است.
وقتي با قدم هاي آرام و تفكري ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه مي آمدم، به اين مهم رسيدم، كه علت ترقي كشورهاي توسعه يافته، همين اطمينان خاطر و احترام كاركنان مراكز تحقيقاتي مي باشد و بس، يعني كافيست شما در يك مركز آموزشي، دانشگاهي و يا تحقيقاتي كار كنيد، ديگر فرقي نمي كند كه شما تلفنچي باشيد يا استاد، مجموعه آن مراكز در كشور هاي پيشرفته داراي احترام هستند و بسيار طبيعي است كه وقتي دست يك پژوهشگري در امر تحقيقات و يا تمام تجهيزات باز باشد و داراي احترامي شايسته باشد، حاصلي به جز توسعه علمي در پي نخواهد داشت."


Reply With Quote
  #2  
Old یکشنبه ۱۰ مرداد ۸۹, ۱۳:۱۲
parsamarzban
 
ارسالها: n/a
پیشفرض

سپاسگزارم!
Reply With Quote
  #3  
Old دوشنبه ۱۸ مرداد ۸۹, ۱۷:۰۷
hamed232008 is offline hamed232008
 
تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
ارسالها: 3
پیشفرض

سلام كسی از دوستان هستن كه سوئد زندگی كنند اگه هست جواب بده
Reply With Quote
پاسخ


امکانات جستجوی این موضوع
جستجوی این موضوع:

جستجوی پیشرفته
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
نمی توانید پاسخ ارسال کنید
نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
نمی توانید پیام خود را ویرایش کنید

vB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال
مراجعه سریع


.می باشد GMT ساعت جاری ۱۴:۳۰ با تنظیم


Powered by: vBulletin Version 3.5.4
Copyright © 2000-2005 Jelsoft Enterprises Ltd.

vBFarsi Language Pack Version 2.0.4.b4
© 2006 Iranexplorer.NET - All rights reserved.